انسانیت

انسان زاده شدن در چهار پرده ….
عنوانی بود که دختر یک پیشکسوت اهل هنر برای وصف کردن حضور پدرش در آیین نکوداشتش نام برد!
همه مراسم نکوداشت استاد مهدی آب برین به یک طرف و آن دلنوشته دلنواز دخترش هم به یک طرف!
انسان زاده شدن خود به تنهایی همه ابعاد یک زندگی سالم را در بر می گیرد…

مَردی که سقفی برای کمک کردن به بلند تر کردن دیوار فرهنگی شهرش تعیین نکرده !

مردی که آبی چشمانش را در صفحه مهربانی این جهان گسترانید و موجب شد در آیین نکوداشتش تمرکز جمعیت گرمایی از محبت را در سالن ایجاد کنند.

مردی که فعالیت هایش آنقدر خالصانه بود که باعث شد همه کسانی که او را می شناختند با عشق و علاقه به مراسمی که با نام و حضورش مزین شده بود بیایند.

از فیلم مستندی که برایش ساخته بودند فهمیدم که او یک ”لوکوموتیوران” بوده که اکنون زندگی اش را به همان قطار و ریل قطار تشبیه می کند.

قسمتی از صحبت هایش در مستند می گفت زمانی که با قطار از دل کویر به دریا می رسیدم و وقتی در میان تابستان، زمستان را می دیدم درس هایی بزرگ آموختم…

او یک مرد فروتن و صاف و یکرنگ است که؛ عمق عمق قلبش آکنده از صداقتی است که در رفتار هایش پیداست.

با شنیدن صحبت هایی که همه مبنی بر خوبی هایش بود به یک نتیجه واحد رسیدم، تنها یک واژه ”انسانیت” انسانیتی که محبت و مهربانی و خلوص و خوش خلقی چاشنی اش هستند و فقط اصل انسانیت است که رکن مهمی را در بر می گیرد.

اگر بخواهم همه خدمت های دوستانه ی استاد آب برین را فاکتور بگیرم به یک ‌قسمت تأمل برانگیز می رسم: بخشی از صحبت هایش در مستند گویای یک دست انداز در زندگی اش بود!

انگار ریل زندگی اش در میان راه شکسته شده بود و او خودش با همت خودش آن را تعمیر کرده بود و مسیر را ادامه داده بود…

به قول دخترش او به بیماری و مشکلاتش گفت«: نه…»

او به خودش قول داده بود که راندن قطار زندگی اش را حالا حالا ها متوقف نکند…

اگر شمایی که اینهارا می خوانید دارید با خودتان فکر می کنید که قطعا اگر شما هم جای ایشان بودید به راحتی به بیماری ”نه” می گفتید، باید بگویم اینطور نیست!

بی نهایت دیده ام آدم هایی که با یک سرماخوردگی به همه چیز در ذهنشان پایان می دهند و در همین میان دیده ام آدم هایی را که مثل آقای آب برین هرگز پایانی را نمی بینند…

اینهارا نوشتم تا بگویم اگر انسانیت مشق زندگی ما باشد، ما هرگز تمام نخواهیم شد‌.

انسانیتی که تک تک الفبایش از همان ”الف” تا ”ت” بر روحمان حک شود.

انسانیت نمای شخصیت را زینتی تکرار نشدنی و خارج از مُد می بخشد…

این درسی بود که از حضور در مراسم نکوداشت آقای مهدی آب برین آموختم.

همین و دگر هیچ

#آیلین_عبدی

مطالب مرتبط

یک پاسخ به “انسانیت”

  1. مسعودی گفت:

    امیدوارم همچون مهدی اب برین هادرجامعه عهده دار مسئولیت باشند که هدفی جز خدمت به خلق ندارند وروح بزرگی دارند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز