شکست از جایی رقم می‌خورد که کمی احساس موفقیت کنید!…

شکست از جایی رقم می‌خورد که کمی احساس موفقیت کنید!.

حقیقت این است که موفقیت به عقیده‌ی من، تعریف و جایگاه مشخصی ندارد.

آدمی به هر دستاوردی در زندگی می‌رسد باید همواره به یاد داشته باشد که مقری بالاتر از جایی که او ایستاده؛ وجود دارد و این مسیر، نامتناهی است.

اگر اتفاقی خوب در راهِ زندگی، متوجه‌ی انسان می‌شود؛ هرگز نباید به آن دلبسته شد چون آن دلبستگی، شکست و سپس سقوطی بی‌صدا به همراه خواهد داشت.

در واقع محدود شدن به اهدافی کوچک و ثابت و حتی رسیدن به آن‌ها و بعد نداشتنِ آرمانی دیگر و به دنبالش قانع شدن به همان کامرواییِ نسبیِ حاصل شده، به معنای سقوطی طولانی است.

برای جلوگیری از این سقوط، کافیست بدانید که موفقیت هرگز نهایتی ندارد و *بی‌نهایتی* است که ما صرفا حقِ رسیدن به *نهایتش* را داریم‌.

قطعا دیده‌اید که بعضی از قهرمانان ورزشی، نوازندگان، نویسندگان، بازیگران و … بعد از درخششی چشم‌گیر و گذشت زمانی از آن درخشش و حتی شهرت، دیگر دیده نمی‌شوند.

مثلا قهرمان رشته‌ای ورزشی، یکسال در عرصه‌ی المپیک، تاریخ‌آفرینی می‌کند اما دیگر محو می‌شوند از رقابت‌های دیگر.

یا حتی نوازنده‌ای با کنسرتش، در شهر، ترافیک به‌پا می‌کند اما بعد از اتمام آن کنسرت، یافتنش مثل یافتن سوزنی است در انبار کاه!.

یا مثلا نویسنده‌ای نوقلم در نمایشگاه کتاب، جشن امضای تجملاتی می‌گیرد و کتابش پرفروش‌ترین کتاب سال می‌شود اما پس از آن دیگر هیچ اثری منتشر نخواهد کرد و حتی بازیگری که جهان را با هنرمندی خود، تکان می‌دهد؛ پس از اتمام اکران فیلم و گذشت چند ماه، از یادها پاک می‌شود و دیگر نقش‌آفرینی نمی‌کند.

«مثال‌ها همگی علی‌رغم پیشنهادات شغلی عالی آن‌هاست. بدین معنا که پس از احساس موفقیت، حتی نمی‌خواهند پیشنهادات بهتر را بپذیرند!

چرا؟ چون خود را موفق می‌دانند. موفقی که نیازی به ادامه‌دادن ندارد؛ چون قبلا تجربه‌گر موفقیت بوده است.»

این‌ها مسیرشان از یک‌جایی به کژراهه می‌رود؛ دقیقا آنجا که موفقیتِ خودشان را باور می‌کنند و به دنبالش، شهرت و محبوبیت، آن‌هارا از ادامه‌ دادن تلاش‌، باز می‌دارد.

پیروزیِ مطلق نه برای برندگان جوایز نوبل است و نه قهرمانان المپیک!.

حتی رهبران جهان هم نمی‌توانند ادعای موفقیت کامل کنند چون همین، رمز رسیدن آن‌ها به آن جایگاه است…

اینکه حضور آنان در عرصه‌‌های قدیمی و پیش‌ از رهبری، آن‌هارا راضی نکرده و آنان دائم به قرارگاه‌های والاتر اندیشیده‌اند.

همین عدم رضایت کامل، اسم رمز ماندگاری نام‌ها در تاریخ است؛

مثل قهرمان ماندگار المپیک که حتی لحظه‌ای که پرچم کشورشان به اهتزار در می‌آید و هنوز سرود ملی‌شان، تمام نشده به میدان‌های رقابت‌های آینده و‌‌ درخشش در آن‌جا فکر می‌کنند.

درست مانند نویسنده‌ای که در جشن امضای هر اثر به سناریو داستان یا فصل‌بندی اثر بعدی‌اش فکر می‌کند.

و بازیگری که پس از ضبط هر سکانس، به همکاری‌های آینده با دیگر کارگردانان فکر می‌کند…

 

پس موفقیت را در ذهنِ خود، شبیه به پلکانی بی‌انتها تصور کنید که روی هر پله‌ی آن که بایستید، پله‌های متعددِ بسیاری بالاتر از شما وجود دارند که برای تجربه‌ی احوالِ ایستادن روی آن‌ها، باید به کوشش، ادامه دهید و هیچ لحظه‌ای از حرکت نایستید.

آنوقت به هر کامیابی که برسید؛ هیچگاه تاریخ انقضایی ندارد و اینگونه نام شما در جوار حرفه‌تان، ماندگار خواهد شد.

پس هرگز احساس موفقیت نکنید؛ حتی اگر به نگاه دیگران و حتی به عقیده و باور خود، موفق هستید.

 

آیلین عبدی

بیست و هفتم آذرماه هزار و چهارصد و چهار…

عکس‌ها در سالن پورسینای دانشگاه تهران، ثبت شده‌اند.

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط