رمان جاده ای به مقصد آسمان
روایتی عاشقانه و کمی اجتماعی است . که در اوج حس عاطفانه و عاشقانه به بیان شیوا و روان به مشکلات اجتماعی امروزه نوجوانان اشاره دارد‌‌.

کار شراکتی نکنید!

یک تجربه اساسی و مهم برای کسانی که به شراکت در انجام امور کاری فکر می‌کنند. من این حس را عمیقا تجربه کرده ام و حال دوستانه در اختیار شما می‌گذارم؛ و از این پس هرگز تحت هیچ شرایطی تن به شراکت حتی با نزدیک ترین افراد زندگی ام نمی‌دهم و قطعا تنها شراکت زندگی ام در آغاز زندگی مشترک (ازدواج) خواهد بود، که مشخص نیست چه زمانی مهیا شود.

آغاز زمستان ۹۹…

  دلم می‌خواهد در سکوتی محسوس و تاریکی ای مبهم که سرمایی استخوان شکن در هوا حاکم است به استقبال زمستان بروم و در کنجی بسیار دور افتاده با او خلوت کنم ، من و زمستان … زمستان بلد است که عاشقانه های شتاب زده ای که در پاییزی شعله اشان را در قلبم روشن […]

جریان عاشقانه ها در سکوی چاپ سوم…

جریان عاشقانه ها کتابی است که عصاره‌ی عشق را در آن چکانده ام! او فرزند بهار است، متولد یکم اردیبهشتِ بهشتی سال ۹۸ …جریان عاشقانه ها در سکوی چاپ سوم!📘 با حمایت بی‌دریغ شما خوانندگان عزیز و همراهیِ نابِ انتشارات همیشه در اوج نسل روشن و ناشر قویِ این نشر و همچنین طراحی چشمگیر و […]

فروش کتاب ساحل بی‌کران عشق…

سومین کتاب آیلین عبدی منتشر شد!

کتاب ”ساحل بی‌کران عشق” نوشته‌ی آیلین عبدی و میترا جوکار به چاپ رسید و اکنون به فروش می‌رسد

کتاب ساحل بی‌کران عشق شامل دلنوشته های پیوسته‌ به هم هست که از احوالات دل می‌گوید…

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
شاید باید نبودنت را و ندیدنت را باور کنم، اکنون فاصله‌ی میان بودن من و نبودن تو جهانی جدید ساخته است، جهانی که برای تو حاصلی به جنس آرامش داشته و برای من حاصلی به جنس بی‌قراری…
من این جهان جدیدی که حکومتش به دست فاصله است را در اوج نداشتن تو آباد می‌کنم.
خدا را چــه دیدی! شاید روزی تضاد نبودن تو و بودن من به ترادف برسد…

ژانر: عاشقانه_درام
دسته بندی: نثرهای فارسی
دلنوشته‌های پیوسته‌ بهم با امضای
”فانوس خیالت در جزیره‌ی تنهایی”

#آیلین_عبدی
#میترا_جوکار
#ساحل_بیکران_عشق

پادکست یکی از دلنوشته های کتاب ساحل بی‌کران عشق،

  پادکست یکی از دلنوشته های کتاب ساحل بی‌کران عشق، نوشته‌ی آیلین عبدی و میترا جوکار گوینده: آیلین عبدی توصیف دیوانگی آسان است اما من دیوانه نیستم من تورا در حجم این اتاق سفید تصور می‌کنم و می‌دانم پنجره‌ای باز به سویم وجود دارد راست می‌گویم نخند… جدی باش!

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز