نگارش کاروسل همانطور که پیشتر نوشتم؛ زمان زیادی به طول انجامید.
بدیهی است که در آن سالها، احوالاتی گوناگون مهمانِ وجود من شدند اما عشقِ حقیقیِ جریان یافته بر تمام هستی و روحِ من در کنار آرامش، موجب شد تا کتابی ارزنده نوشته شود.
اما…
پس از اتمام نگارش کتاب، درست زمانی که تصمیم بر آمادهسازی محتوا جهت چاپ گرفتم؛ برچیدن بساط آرامش از زندگی همهی ما توسط جنگ در اواخر بهار ۱۴۰۴، همهچیز را تغییر داد و باعث شد مجدد برای چند ماهی، کاروسل در قلبم محفوظ و البته محبوس شود؛ کاروسل در قلب من با قلم من، پناه گرفته بود!.
پس از آن با پذیرش سایهی کمرنگ شدهی جنگ و احیای روحیهام با همراهی همان عشقی که دلیلِ نگارش کتاب و زندگی من است؛ شروع به ویرایش فنی کتاب کردم و درست پس از گذر از نیمهی مسیر، سایهی جنگ هر روز پیش از روز گذشته شروع به پررنگ شدن کرد؛ پررنگ و گسترده آنقدر که حتی احساسِ عشقِ پنهان در قلبم نیز نگران و آزرده بود.
اما اینبار بر قدرت و شجاعتم تکیه کردم و بلند شدم.
با همان ظرافت و حتی حس ضعف به باورِ اینکه کاروسل باید محصول همین خطِزمان باشد؛ ویرایش کتاب را به اتمام رساندم.
دروغ است اگر بگویم امیدوار بودم! چون در مرداب ناامیدی عمیقی که ترس هم عمیقترش کرده بود؛ روزها را به شب میرساندم.
اما همان حس مقدسی که موضوع کاروسل است به من این جسارت را داد تا در سایهی جنگ، آفتابِ آرامِ هرچند فراری بیابم و به کاروسل بال و پَر بدهم.
سپس، درست در روزهای میانی زمستان ۱۴۰۴، کاروسل راهی سفر شد تا مهیا شود برای کتابخانههای شما؛ کاروسل را در بهمن ماه ۱۴۰۴ با احوالی گُنگ در سایهی پررنگ جنگ، بدرقه کردم و در اردیبهشت ۱۴۰۵ میان روزهایی که تلخ بودند، صاحبشان جنگی تمام عیار بود و گذرانشان عذابمان میداد؛ با شمائلی زیبا و دلنواز به سوی من بازگشت و عشق و امید را برایم تداعی کرد؛ به امید آنکه زمانی مهمان قلوب عاشق باشد که گسترهای از گرمای آرامش، همراهِ روز و شبشان است.
حالا کاروسل در روزهای گرم تابستان متولد شد و سهم هرچند کوچک اما جاودانی است برای آنانی که زندگی را با جوهرِ عشق، صیقل دادهاند.
همین و دگر هیچ…
آیلین عبدی
دوم مرداد ماه یکهزار و چهارصد و پنج.




18 پاسخ
متنتان را با بغض خواندم. حس آن «بدرقه» در بهمن ۱۴۰۴ و بازگشت «شمایلِ زیبا» در اردیبهشت امسال، کاملا در کلماتتان ملموس بود. «کاروسل» پناه روح شما بوده و حالا پناه روح ما خواهد بود.
پس با این اوصاف کاروسل فقط یک کتاب نیست و سندی است از ایستادگی عشق در برابر ویرانی👍🏻 خواندن روایتی که در بطن ناامیدی و جنگ متولد شده👌🏻 بیتردید تجربهای تکاندهنده خواهد بود😍 بازهم تبریک میگم برای این تولد باشکوه
السلام علیک یا نور السّموات و الأرض… احسنت که در تاریکیهای فتنه ها و جنگ ها ، شما به دنبال یافتن آفتاب از سمت پروردگار بودید… عشق اگر از مجرای حقیقت الهی بگذرد ، همین می شود که در کلام شما جاری است… صیقلی برای روح و تسکینی برایِ قلوب خسته…
نگه خدای مهربان همراهتان…فرزند ایران🇮🇷
عالیه که در روزهای سیاه قلم شما چراغی روشن کرد تا کتاب کاروسل به دست ما برسد 📚 این کتاب حالا برای من نماد امیدِ در دسترسه🙂 ممنون که تسلیم نشدید
آفرین برای چندمین بار آفرین
قدرت کلمات شما سرکار خانم عبدی در پیوند دادن فلسفه عشق با واقعیت تلخ جنگ شگفتی آفرین شده ؛ در اوج مرداب نا امیدی ، به آفتاب آرام فراری چنگ زدین ؛ درسی برای همه ماست . در انتظار لینک خرید کتاب هستم
به به،بسیار عالی،چه اسم خوبی انتخاب کردی،تبریک میگم عزیزم
امیدوارم همیشه در اسمان ادبیات فارسی بدرخشی دختر قشنگم
هر بار که از این کتاب جذاب پستی میذارین اشتیاقم بیشتر میشه تا با این کتاب به آن سوی هیاهو سفر کنم💎ممنون که بین این همه تلخی ، زیبایی برامون به ارمغان آوردین
ترکیب تصویر برف روی جلد با گل نرگسهای زرد تازه🥰 تضاد جدیدی ساخته که دقیقا حس متن رو منتقل میکنه به من🏵💐
جستجوی آفتاب و زندگی در دل سرمای جنگ.عکس باوقار و گیرایی گذاشتید
تبریک میگم به مولف و انتشارات کتاب
عشق ، تنها طنابی بود که شمارو از وسط جنگ به ساحل کاروسل رسوند😄🌿 دستمریزاد برای این اثر جاودان🌿🌿🌿
کاروسل یا چرخ و فلک مثالیه که برای زندگی تا الان نشنیده بودم چرخیدن لا به لای جنگ و صلح و ترس و عشق
خانم آیلین عبدی خیلی زود با علاقه این فلسفه شخصی شما رو میخونم
درود خانم عبدی عزیز شادباش میگم به شما و امیدوارم که همیشه زیر سایه خانواده و خداوند بدرخشید و باز هم موفقیت هاتون رو ببینیم همچنین از قلم زیباتون لذت ببریم❤️❤️
با سلام و دعای خیر
مفتخرم که برای چندمین بار با موضوع این کتاب، جستاری میخوانم و میتوانم نظری هرچند کوتاه و شاید بی اهمیت اما حاصل از برداشت خودم را برای صاحب این سایت و این قلم توانمند بنویسم.
در میان ابتلائات سخت روزگار، تنها پناهگاه مؤمن، اتصال به ذات پاک باریتعالی است. تامل بر این روایت که چطور با وجود تلاطم جنگ با نور ایمان به عشق، نگارش کتاب را به سرانجام رساندید، دلگرمکننده است. انشاءالله که این کتاب، فتح بابی باشد برای آشنایی با معارف عمیق الهی برای مخاطبانش.
خدایا شکر که دنیا جای قشنگی است، چون من هستم، تو هستی و عشق❤عشقی که با حضور تو در وجود من شکل گرفت و لحظه به لحظه قدرتمند تر میشه و من به مادر بودنم میبالم چون دختر عزیزم با استعداد و قلم توانمند و بینظیرش آثاری خلق میکنه که با خواندنش، زندگی در این دنیا رو زیباتر میکنه و من رو عاشق تر از قبل🌹 مثل همیشه به تو و قلمت افتخار میکنم ،، ❤تولد ”کاروسِل” مبارک آیلین جانم دختر نابغه من❤
هر چقدر از زیبایی و هنرمندانه بودن طراحی جلد بگم،،،،کم گفتم
سیر نمیشم از نگاه کردن به جلد
فنجون های دو نفره پشت جلد کنار عینک و گل،،،،، محیطی ایجاد که آدم دلش میخواد همین الان پشت همون میز بشینه و کاروسل رو باز کنه و برای لحظاتی هم که شده،،، دنیا و جنگ رو فراموش کنه🙁☹️🙃🤗😇چیدمان عکس خیلی خوشگله استاد عزیزم
سلامی دوباره
آیلین خانم
قلم شما در این متن، بسیار تکاندهنده و شفاف بود!. کتاب کاروسل حالا فراتر از یک معرفی، برای من به یک ضرورت خواندن تبدیل شد.
انتشار کتاب را تبریک میگویم
شما نه فقط کتاب که *شجاعت* رو منتشر کرده اید.
در روزهایی که جنگ، دنیا رو خاکستری کرده بود و البته همچنان کرده و خواهد کرد، شما رنگ عشق به کتابتان زدید و الان پوستری که از این اثر میبینم مصداقی برای همین حرف هست:« دسته نرگس ها کنار کتاب نماد آفتابیه که در کپشن نوشتید.» عکس هوشمندانه طراحی شده و ثابت میکنه که در شلوغی جهان ، هنوز هم میشه برای کمی تفکر و عشق ، میز کوچکی چید
جملهی آخرتان عجیب در ذهنم ماند↓
❤صیقل دادن زندگی با جوهر عشق❤
کتاب کاروسل به نگاه من بعد از خوندن تموم پست های معرفی شما به عنوان نویسنده اش و متن هایی که دربارش نوشتید و ویدیویی که ساختین ، قدرت اینو داره که بهترین هدیه برای روح های خسته این روزهای جهان مخصوصا ایران باشه
علاوه بر جلد، این عکس ها و تیزر معرفی و رونماییتون هم خیلی قشنگ و چشم گیرن
جلد که خودش یه داستان کامله؛ همنشینی برف❄ قهوهٔ داغ☕ و گلهای بهاری🌸 طراحی جلد کتابتون از همهٔ زوایا خیلی چشم نوازه، تبریک میگم به تیم طراحی و شما برای این انتخاب سلیقه مند🎠